نوشتک های یک بدخط

وبلاگ علیرضا آهنی

یکی از خاطرات جالب ما خاطره اردوی چیتگر بود.من کلش رو نمیتونم بگم ولی بخش هایش رو میگم. در تبلت بنده ، اطلاعات محرمانه و عکس های خانوادگی وجود داره . پس به پدر گرامی عرض نمودم : « هرچی توشه بریز توی کامپیوتر من فردا ببرم اردو (توی اون اردو حمل گوشی و گجت های دیجیتال ممنوع نبود)» بعد از ریختن اطلاعات در کامپیوتر من گوشی را به تنظیمات کارخانه برگرداندم.بعد از انجام کار های اردو من خوابیدم و فردا رفتیم مدرسه و منتظر اتوبوس به دردنخور اردو شدیم.بعد از اینکه به اونجا رسیدیم.پس از 2 ساعتی بازی کردن با بچه ها ما سه تا (در پست قبلی توضیح داده شد) تصمیم گرفتیم با بچه های شوخی کنیم. همه شوخی هاشون رو انجام دادن ولی شوخی من موند من چیکار کردم ؟ از کل بچه ها فیلم برداری کردم و واکنش بچه هارو در زیر میتونید ببینید :

  • فرازیان : زبان خود را درآورد و سپس متوجه اشتباه خود شده و دنبال من میکنید
  • براتی : در حال زندن یک بچه بود و وقتی فهمید گفت : هوی آهنی اونو پاک نکنی به قرآن میزنم لهت میکنم
  • میرزایی : یک فیگور چندش میگیرد و مثال فرازیان دنبال من میکند
  • کریمی : در حال در اوردن یک چیز بسیار عجیب (رژ لب !!) از کیف رمز دار خود بوده و دنبال من میکند
  • حسین زاده : هر کاری میخواهد میکند و برایش هیچ مشکلی وجود ندارد !
  • طهمورثی : ماننده فرازیان
  • امن : درحال پرت کردن لاک پشتی بوده و بعد دنبال من میکند.
  • طهماسبی : در حال شاخ گزاشتن برای طهمورثی بوده که بعد از فهمیدن اینقدر سرفه میکند که روی زمین ولو میشود
  • رستم خانی : درحال دزدین پسته های امن بوده و بعد مرا دنبال می کند
  • گلستانی : او بچه + کلاس است و هیچ کاری نمیکند
  • گوهری روی نیمکت داز کشیده و کارای بببببووووووقققققققق در تلگرام میکند و بعد مرا دنبال میکند.
  • نظری : در حال چسباندن مورچه ها به هم بوده و بعد مرا دنبال میکند
  • حاتم : در کار امن به او کمک میکند و بعد مرا دنبال میکند
  • موسوی : در حال کارهای بببببببووووووووققققققققق بوده و بعد مرا دنبال میکند.
  • مهر آور : در حال کارهای بببببببووووووووققققققققق بوده و بعد مرا دنبال میکند.
  • عباسی : در حال دروازه بانی بوده سپس دستی تکان میدهد و بعد گلی زیبا میخورد و دنبال من میکند.
  • قفارزاده : در حال لگد زدن شدید و به صندوق عقب یکی از بچه ها بود

پایان


  • ۲
  • ۸ خرداد ۱۳۹۷
  • ‎۰۶:۳۰ ب.ظ
  •  علیرضا آهنی

خاطره

نظرات (۱)

خخخخ
کارتون جالب بود 
بلی از مدیر و ناظم هم اتو دارم
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
نوشتک های یک بدخط

سلام.من علیرضا آهنی متولد ۱۳۸۶/۸/۲ هستم :) خوب دیگه چی بگم ؟

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
دوستان